زندگی نامه استاد ابوالفضل ابراهیمی ورزنه

استاد انگشتر ساز ابوالفضل ابراهیمی ورزنه

آدرس: 20 متری شهید بهشتی، کوچه 21، پلاک 5

خلاصه سرگذشت

استاد ابوالفضل ابراهیمی ورزنه متولد سال 1365 در زمره‌ی استادکاران آینده‌دار شهر قم است که تاکنون مدارک و تقدیرنامه‌های گوناگونی را از سازمان فنی‌حرفه‌ای و صنایع دستی و میراث فرهنگی دریافت کرده است. وی اصالتی اصفهانی دارد و به قول معروف خون اصفهانی‌ها باهنر درآمیخته است. ایشان اولین هنرمند خانواده‌شان نیستند و پدر گرامیشان نیز معمار بوده‌اند. ابتدا نانوایی کار می‌کرده است. در سال 1383 وارد این حرفه می‌شود. او می‌گوید که با پولی ناچیز در حد صدهزارتومان شروع به ابزار خریدن کرده است. در خانه‌ی پدری و به صورت خودآموز این هنر را آموخته است. البته به بعضی از اساتید هم جهت پرسیدن بعضی سؤالات و رفع گیرها، مراجعه کرده است. در سال 1384 کارگاه خود را تأسیس کرد. انگشترهای استاد ابراهیمی به کشورهایی چون فرانسه، رومانی، آمریکا، آفریقای جنوبی و استرالیا نیز به صورت چمدانی صادرشده است. درزمینه‌ی قلم‌زنی آقای محسن اعلایی را استاد و پیشکسوت می‌داند. اساس بازاریابی ایشان محله‌ای و منطقه‌ای است.

سخنان برگزیده:

  • اصل کیفیت، دقت و صداقت را راهنمای خود در تمامی ادوار کاری بدانیم
  • باید هم ازنظر سازندگی هم ازنظر اصل بودن نگین‌ها، کیفیت را رعایت نمود.
  • من دوست دارم از سنگ‌های شهر خودم و کشور خودم بیشتر استفاده کنم.
  • سنگ مثل هندوانه دربسته است! تا تراشیده نشود خودش را نشان نمی‌دهد
  • اساس آموزش باید رفاقتی باشد نه استاد و شاگردی. با بداخلاقی کسی را از کار زده نکنیم.
  • حسن شهرت بهترین گام برای شروع کار است.
  • کسی که علاقه به کار هنری دارد قطعاً هنرمند است ولی باید سختی‌های کار را بدانند و سپس وارد این کار شوند و بی‌گدار به آب نزنند.

پيامبر صلی‌الله ‏عليه‏ و‏ آله:

طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة

کار کردن برای کسب روزی حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است

جامع الاخبار (شعیری) ص 139

انگشتر ابراهیمی؛ خون اصفهان و روح قم

دور از هیاهوی بازار‌ مرکزی شهر قم و در بیست‌متری شهید بهشتی استادکاری جوان در کارگاه کوچک و باصفای خود مشغول تولید آثاری است که هرکدامشان بیانگر درخشش صنایع دستی استان قم است. استاد ابوالفضل ابراهیمی ورزنه متولد سال 1365 در زمره‌ی استادکاران آینده دار شهر قم است که تاکنون مدارک و تقدیرنامه‌های گوناگونی را از سازمان فنی‌حرفه‌ای و صنایع دستی و میراث فرهنگی دریافت کرده است. وی اصالتی اصفهانی دارد و به‌قول‌معروف خون اصفهانی‌ها باهنر درآمیخته است. ایشان اولین هنرمند خانواده‌شان نیستند و پدر گرامیشان نیز معمار بوده‌اند. مهاجرت خانوادگی آنان به شهر قم باعث شد خون اصفهانی ایشان باروح قم ممزوج شود و مسیر زندگی ایشان را به سمت هنری سنتی در استان قم یعنی ساخت زیورآلات سنتی نقره بکشاند: «من ابتدا نانوایی کار می‌کردم. باافتخار هم این موضوع را بیان می‌کنم. ولی آن زمان که از جلوی کارگاه‌های انگشترسازی رد می‌شدم باعلاقه نگاه می‌کردم. البته از سختی‌ها‌ی این کار اطلاعی نداشتم. سرانجام سال 1383 تصمیم گرفتم وارد این حرفه بشوم. در آن هنگام متوجه شدم چه دنیایی از مشکلات و سختی‌های در این کار وجود دارد. شاید در نظر دیگران کار راحتی بیاید ولی این‌طور نیست، خصوصاً در زمان گذشته که اوضاع دیگری بود. ساخت زیورآلات سنتی به شیوه‌ی علمی پیشرفت نکرده بود و من هم استادکاری نداشتم که مرا آموزش دهد. استادکارانی هم که بودند به آن‌ها دسترسی نداشتم؛ مانند امروز فضای مجازی و گوشی‌های هوشمند نبودند که از آن‌ها الهام بگیرم. خودم بودم و خودم»؛ اما این تاریک بودن مسیر جاده باعث نشد آقای ابراهیمی از دل به جاده زدن بهراسد: «با پولی ناچیز در حد صدهزارتومان شروع کردم ابزار خریدن. در خانه‌ی پدری نشستم و خودآموز سعی کردم کار را یاد بگیرم. البته به بعضی از اساتید هم مراجعه می‌کردم برای پرسیدن بعضی سؤالات و رفع گیرها. در همین کارگاه که امروز من هستم یکی از دوستان کار می‌کردند که بعضی مواقع مرا راهنمایی می‌کردند. بعضی از افراد سؤال پرسیدن را عار می‌دانند و کارهایشان را تنها انجام می‌دهند ولی من معتقد به همفکری و همکاری هستم ولی بااین‌وجود در آن دوران مجبور شدم اصل کار را به صورت شخصی بیاموزم».

استاد ابراهیمی ورزنه میرزا آماده سازی انگشتر

در میان پادگان و کارگاه

آقای ابراهیمی سال 1384 کارگاه خود را تأسیس کرد و محل کار خود را از خانه به آنجا منتقل نمود اما خیلی زود در سال 1385 برای خدمت سربازی و گذران دوران آموزشی راهی اندیمشک شد: «در دو ماه آموزش من در قم حضور نداشتم. اندیمشک بودم. در آن دوران برادرم مغازه را باز می‌کردند ولی آشنایی چندانی باکار نداشتند. تنها جلب مشتری می‌کردند و سفارش‌ها را ثبت می‌کردند. تا زمانی که من به قم برگشتم. در باقی دوران سربازی هرروز سر مغازه می‌آمدم و از کارم کم نگذاشتم. ساعت 3 بعدازظهر از پادگان مستقیم به مغازه می‌آمدم و تا نیمه‌ی شب مشغول به کار بودم». آقای ابراهیمی از آن دسته افرادی است که این شعر استاد سخن، سعدی شیرازی را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده‌اند: «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کارکرد».

کیفیت، دقت و صداقت

هر سازنده‌ی زیورآلات سنتی شاید به اصول بسیاری معتقد باشد و بر اساس آنها محصولاتش را بسازد اما در میان آن اصول مواردی هستند که بیش از بقیه موردتوجه اوست و اصولی هستند که نمی‌توان آن‌ها را زیرپا گذاشت. این استادکار جوان سه اصل کیفیت، دقت و صداقت را راهنمای خود در تمامی ادوار کاریش می‌داند: «من برای کار خودم استانداردهایی دارم. مهم‌ترین این استانداردها عبارتند از: کیفیت، دقت و صداقت. البته اکثر هنرمندان به سبب لطافت روحشان این اصول را رعایت می‌کنند ولی بعضی از افراد در بازار هستند که مشهورند به کار کم‌عیار ساختن. من این کار را نمی‌کنم. گاهی به میزانی عیار به کار رفته در انگشترهایم بالا است که انگشتر منعطف است و به‌راحتی فرم پیدا می‌کند. مشتریان اعتراض می‌کنند چرا این کار با ضربه دچار فرورفتگی می‌شود! این نشانه‌ی عیار بالای نقره است. من هم ازنظر سازندگی هم ازنظر اصل بودن نگین‌ها کیفیت را رعایت می‌کنم». رعایت همین اصول سه‌گانه است که انگشترهای استاد ابراهیمی را به کشورهایی چون فرانسه، رومانی، آمریکا، آفریقای جنوبی و استرالیا رسانده است: «یکبار برای پسربچه‎‌ای انگشتری ساخته بودم با نگین دُر نجف و رکاب دست و دلبر. وقتی پسر در فرانسه مدرسه رفته بود معلمشان درباره‌ی سنگ دُر، رکاب انگشتر و نام برند ما یعنی میرزا از او پرسیده بود. من برای آن معلم هم یک انگشتر مشابه ساختم».

استاد ابراهیمی ورزنه میرزا طراحی انگشتر

عقیق قم

استاد ابراهیمی تأکید خاصی بر استفاده از نگین‌های بومی در کار خود دارد: «من دوست دارم از سنگ‌های شهر خودم و کشور خودم بیشتر استفاده کنم. باور بفرمایید قم بهترین عقیق‌ها را دارد. ازنظر عقیق شجر، عقیق قرمز و عقیق سفید شهر قم منابع سرشاری دارد. من دوست دارم از فیروزه‌ی نیشابور کشور خودم استفاده کنم. البته بعضی از سنگ‌ها در ایران تولید نمی‌شوند و خاک ایران توان ساختن چنین سنگ‌هایی را ندارد و مجبوریم از خارج از کشور وارد کنیم ولی سنگ‌های داخلی ما کیفیت لازم را دارا هستند. شاید بد نباشد درباره‌ی عقیق قم برایتان خاطره‌ای تعریف کنم: چند سال پیش ما گاهی با جمعی از دوستان به کوه می‌رفتیم. البته فکر نکنید برای کوه‌نوردی و کوه‌پیمایی. بلکه برای سنگ‌نوردی و سنگ‌پیمایی! بعضی دوستان مهندس و معدن‌دار لطف می‌کردند آدرس معادنشان را به ما می‌دادند، ما هم می‌رفتیم و هنگام برگشت مقداری سنگ با خودمان می‌آوردیم. یک روز صبح جمعه به همراه دو تن از دوستان راهی معدنی در نزدیکی دریاچه‌ی حوض سلطان شدیم. آن معدن سنگ‌های عقیق شجر زیبایی داشت. استاد سنگ‌تراشی بنده، استاد عوایدی، به من توصیه کرده بود که روی سنگ‌هایی که پیدا می‌کنم آب بریزم زیرا آب چهره‌ی سنگ را مشخص می‌کند. آن روز در حدود سی الی چهل لیتر آب روی سنگ‌ها ریختیم. البته سنگ مثل هندوانه دربسته است! تا تراشیده نشود خودش را نشان نمی‌دهد. مدرک سنگ‌تراشی و ابزار آن را داشتم، آن روز سنگی انتخاب کردم و با خودم به کارگاه آوردم. وقتی سنگ را از وسط بریدم با یک پدیده‌ی باورنکردنی روبرو شدم. طرح سنگ به شکل پرنده‌ی هدهد بود! در آن زمان ترسیدم زیرا اگر سنگ را می‌تراشیدم امکان داشت بشکند ولی از طرف دیگر حس می‌کردم اگر من این سنگ را نتراشم کسی نمی‌شوم و هنرمند نمی‌شوم. دل را به دریا زدم و شروع کردم به تراشیدن. اگر استاد سنگ‌تراشی سنگ را در نصف روز تراش می‌دهد من یک روز کامل کاری، روی سنگ وقت گذاشتم و به صورت مربع نگین را آماده کردم. به توصیه یکی از دوستان رکاب فیلی برای این نگین ساختم که یک سمت آن محمد رسول‌الله بود و سمت دیگر آن علی ولی‌الله. این انگشتر را در ویترین مغازه گذاشته بودم و زیر آن نوشته بودم فروشی نیست. بسیاری آن را می‌خواستند ولی حاضر به فروش آن نبودم. تا اینکه تابستان یکی از دوستان به مغازه آمدند و گفتند این انگشتر را می‌خرم. گفتم نمی‌فروشم. قیمت را از یک و نیم میلیون شروع کرد و تا سه و نیم میلیون تومان بالا برد تا قبول کردم. همان روز هم من یک انگشتر یک و نیم میلیون‌ تومانی فروختم. آن زمان من قصد خانه خریدن داشتم و پولم نمی‌رسید. به لطف خداوند پول آن روز پایه‌ای شد برای من تا آن سال بتوانم پول خرید خانه را فراهم کنم و خانه‌دار شوم».

استاد ابراهیمی ورزنه میرزا ساخت انگشتر

تجربه گنج است و وقت طلا

آقای ابراهیمی این مثل قدیمی که وقت طلا است را همواره در پیش چشم دارد. از پای نمی‌نشیند و سعی می‌کند از وقت خود حداکثر استفاده را نماید: «حتی چند سالی است کنار کار اصلی‌ام، زنبورداری هم می‌کنم». طی 15 سال گذشته حدود 40 نفر نزد او و در کارگاهش آموزش دیده‌اند و او مبنای آموزش خود را این ایده قرار داده است که وقت کارآموزان طلا است و نباید هدر رود: «من اساس آموزشم رفاقتی است نه استاد و شاگردی. نخواسته‌ام با بداخلاقی کسی را از کار زده کنم. اگر اوقاتی هم سخت گرفته‌ام برای این بوده است که فرد درست پیشرفت کند زیرا وقت او طلا است و نباید هدر رود. البته برای پشتکار نیز لازم است. خود من موفقیتم را ناشی از پشتکار می‌دانم و به کارآموزانم نیز آن را توصیه می‌کنم. خدا را شکر اکثر کارآموزانم اکنون مشغول به کارند و رکاب سازی را به عنوان شغل اول یا شغل دوم در کنار شغل اصلیشان انجام می‌دهند». ایشان همچنین توضیح می‌دهند که قصد ایشان از زنبورداری هم تزریق مالی به کارگاه است تا بتواند آن را توسعه دهد: «در فکر این هستم که کارگاهم را گسترش دهم و مجموعه‌ای از هنرمندان را اعم از قلم‌زن، رکاب‌ساز و سنگ‌تراش گرد یکدیگر بیاورم. باید از ظرفیت‌هایمان استفاده کنیم. ما در قم در زمینه‌ی قلم‌زنی استاد بزرگ و پیشکسوتی مانند محسن اعلایی را داریم. من شخصاً دوازده سال است که به ایشان ارادت دارم. شاگرد ایشان هستم. کار ایشان به کشورهای مختلف دنیا رفته است؛ اما این استاد در قم خانه‌نشین است. چرا باید چنین شود؟ من از ایشان قول گرفته‌ام که در این پروژه با ما همکاری کنند. ما استاد عبدالله حاج‌محمدی را داریم که حقیقتاً استاد، خبره، ماهر و مهندس کار ما هستند. ایشان با ابزارآلات معمولی زنجیرهایی می‌سازند که فاخر هستند. اگر چنین گروهی از افراد باتجربه در یک کارگاه جمع شویم حتی توان صادرات خواهیم داشت. ما می‌گوییم ایرانی شایسته بهترین‌ها است ولی این شعار را باید محقق کرد».

استاد ابراهیمی ورزنه میرزا انگشتر ساخته شده

حسن شهرت

اساس بازاریابی ایشان محله‌ای و منطقه‌ای است. زمانی که ایشان شروع به کار کردند استفاده از فضای مجازی رایج نبود و از همان ابتدا شناخته شدن بین اهل محله بود که بازار اولیه‌ی فروش را برای ایشان به وجود آورد. ازنظر استاد ابراهیمی ورزنه، حسن شهرت بهترین گام برای شروع کار است؛ اما در گام‌های بعدی حضور ایشان در فضای مجازی پررنگ شد و از شیوه‌های مختلف بازاریابی، از کارت ویزیت گرفته تا استفاده از روابط عمومی بالا و حضور در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی، برای تبلیغات استفاده کردند؛ اما ایشان همچنان معتقد است که کیفیت کار بسیار مؤثرتر از تبلیغات می‌تواند کسب‌وکار یک فرد را رونق ببخشد.

یک پیشنهاد برای تولید ملی

استاد ابوالفضل ابراهیمی پیشنهادی دارد که با اجرایی شدن آن، هم می‌توان بخشی از مشکلات سازندگان را حل کرد و هم تولید داخلی را رونق بخشید: «به دانشگاه شهاب دانش پیشنهاد کردیم که دستگاه‌های فرز ما را تولید کنند. تهیه‌ی این دستگاه حدود دو و نیم میلیون تومان برای ما سازندگان هزینه برمی‌دارد درحالی‌که ساختار پیچیده‌ای ندارد و مخترعین ما می‌توانند آن را تولید کنند. این دستگاه فرز در هنرهای مختلف کاربرد دارد. حتی فرز دندان‌پزشکی هم ساختار مشابهی دارد. ما پتانسیل تولید را داریم و اگر چنین ابزارآلاتی را تولید کنیم هزینه‌های اولیه‌ی ما کاهش پیدا می‌کند».

توصیه به جوانان: چشمان باز

«جوانان برای ورود به این کار باید چشمان بازی داشته باشند. باید بروند با اساتید این رشته، نه با ما، باکسانی که خاک این رشته را خورده‌اند گفت‌وگو کنند. من کارم را با صدهزار تومان شروع کردم ولی الان 50 میلیون تومان لازم است. متأسفانه بانک‌ها به افراد وام‌های 50 الی 100 میلیونی با سود کم نمی‌دهند تا افراد با خیال راحت‌تر وارد کار شوند؛ بنابراین جوانان باید با حساب کردن جوانب کار وارد این شغل شوند. البته بنا ندارم کسی را دلسرد کنم. کسی که علاقه به کار هنری دارد قطعاً هنرمند است ولی باید سختی‌های کار را بدانند و سپس وارد این کار شوند و بی‌گدار به آب نزنند».