زندگی نامه استاد هادی ابراهیمی

استاد انگشتر ساز هادی ابراهیمی

آدرس: قم، خیابان ارم، پاساژ برلیان، طبقه آخر، پلاک 2

خلاصه سرگذشت

استاد هادی ابراهیمی متولد سال 1356 در شهر قم است. پدر ایشان در زمینه خریدوفروش سنگ‌های قیمتی چون عقیق و فیروزه در شهرهای مشهد و قم فعالیت می‌کردند و در این فضا بود که برادران ابراهیمی به سنگ و نگین علاقه­ مند شدند. آقای هادی ابراهیمی باعلاقه پیشینی و به دنبال برادر بزرگ­تر خود، مهدی ابراهیمی از سال 1367 ابتدا وارد رشته طلاسازی و سپس ساخت نقره شد. نخستین ویژگی‌ای که محصولات برادران ابراهیمی را از کار دیگران متمایز می‌کند، در درجه­­ی نخست کیفیت و اصالت محصولات و در گام بعدی تنوع آن‌ها است. ایشان رمز موفقیت خود را در این نکته می­‌داند که بهترین و مرغوب‌ترین محصول را با مناسب‌ترین قیمت به مشتری عرضه کرده­ است. ازجمله عواملی که بر اعتبار محصولات کارگاه ایشان افزوده است ضمانت محصولات است؛ آموزش آن­ها محدود به شهر قم نبوده است و همراه برادر خود در شهرها و کشورهای دیگری چون افغانستان، سوریه، لبنان و عراق نیز دوره‌های آموزشی برگزار می­‌کردند و اکنون نیز با برخی از شاگردان قدیمی خود از طریق فضای مجازی در ارتباط هستند. طیف مشتریان مغازه ابراهیمی به گفته ایشان افراد متنوعی را شامل می‌شوند و زائران نقش اساسی در آن دارند. هم‌چنین بخشی از مشتری آنان، افراد خارجی و غیر ایرانی هستند، حتی در گذشته از کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج‌فارس نیز مشتری‌های بسیاری وجود داشت که به استناد صحبت‌های ایشان، اکنون ضرباهنگ مشتری‌های اروپایی کند شده است.

سخنان برگزیده:

  • برند تنها یک نام نیست. پشتوانه‌ی عملی یک برند است که به نام برند اعتبار می‌بخشد.
  • همیشه سعی کرده‌ایم قیمت‌های خود را به‌گونه‌ای شناور حفظ کنیم تا تقریباً تمامی اقشار بتوانند استفاده کنند.
  • هرج‌ومرج در بازار نقره مسئله‌ای است که هم سازندگان و هم خریداران از آن متضرر می‌شوند.
  • دولت برای ایجاد یک شغل باید هزینه بسیاری کند، درصورتی‌که اگر این مبلغ در اختیار یک نقره‌ساز قرار گیرد، می‌تواند برای ده نفر اشتغال‌زایی کند.

پيامبر صلی‌الله ‏عليه‏ و‏ آله:

إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا يُكَفِّرُهَا صَلَاةٌ وَ لَا صَدَقَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا يُكَفِّرُهَا قَالَ الْهُمُومُ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَة

بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی‌شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت.

 مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج‏13، ص 13

پیشه­ خانوادگی

استاد هادی ابراهیمی متولد سال 1356 در شهر قم است. پدر ایشان در زمینه خریدوفروش سنگ‌های قیمتی چون عقیق و فیروزه در شهرهای مشهد و قم فعالیت می‌کردند و در این فضا بود که برادران ابراهیمی به سنگ و نگین علاقه­‌مند شدند. آقای هادی ابراهیمی باعلاقه پیشین و به دنبال برادر بزرگ­تر خود، مهدی ابراهیمی از سال 1367 ابتدا وارد رشته طلاسازی و سپس ساخت نقره شد.

نخستین مشکلات

دسترسی به امکانات، ابزار و مواد اولیه، نخستین مشکلاتی بودند که پیش پای نقره‌ساز جوان وجود داشت که البته بنا به گفته خودشان «کماکان این مشکلات به اشکال دیگری وجود دارند». آقای ابراهیمی معتقد هستند: «مهم‌ترین مشکل در آن زمان برای کسانی که در آغاز راه بودند، مسئله آموزش و داشتن استادکاری حرفه‌ای در كنار خود بود. آن زمان در قم اساتید محدودی بودند مانند حاج حسن قدسی­‌پور (معروف به حاج حسن زرگر). آموزش در آن زمان واقعاً مشکلی اساسی بود» مسئله‌­ای که البته برای ایشان به وجود نیامد زیرا به موهبت وجود برادر بزرگ­تر که استاد حرفه­‌ای نقره‌سازی بودند، نیاز به استاد دیگری پیدا نکردند. هادی ابراهیمی جوان کار نقره‌سازی را با شاگردی نزد برادر خود آغاز کرد و از آن زمان به بعد با همیاری یکدیگر کسب­‌وکار خود را رونق بخشید.

اعتبار برند

برند تنها یک نام نیست. پشتوانه­ی عملی یک برند است که به نام برند اعتبار می­ بخشد. استاد هادی ابراهیمی معتقد است نخستین ویژگی‌ای که محصولات برادران ابراهیمی را از کار دیگران متمایز می‌کند، در درجه ­­ی نخست کیفیت و اصالت محصولات و در گام بعدی تنوع آن­‌ها است. محصولات نقره­‌ی برادران ابراهیمی در حیطه­ ی خود شاخص هستند: «زمانی که شخصی به این محصول نگاه می‌کند، متوجه می‌شود که محصول ما است». ایشان رمز موفقیت خود را در این نکته می­ داند که بهترین و مرغوب‌ترین محصول را با مناسب‌ترین قیمت به مشتری عرضه کرده­ است. ازجمله عواملی که بر اعتبار محصولات کارگاه ایشان افزوده است ضمانت محصولات است. کیفیت محصولات استاد ابراهیمی و برادرشان را می­ توان به‌خوبی از افتخاراتشان متوجه شد. مجموعه کارگاهی برادران ابراهیمی دارای سه نشان ملی مرغوبیت به همراه لوح­‌های متعددی است که از ارگان‌های مختلف دریافت نموده است.

استادکاری در نقش معلم

آقای ابراهیمی در رابطه به قدمت فعالیت خود اشاره می­کند و بیان می ­دارد که: «در شهر قم برادر بنده و بعد از ایشان من، از قدیمی ­ترین سازندگان نقره هستیم. به جرئت می­ توان گفت تمام سازندگان قم، یا مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد ما بودند یا شاگردِ شاگرد ما بودند. حتی اگر کار را جای دیگر یاد گرفته بودند، دوره‌های تکمیلی و آموزشی را نزد ما آموزش دیدند». ایشان اضافه می‌کند که آموزش آن­ها محدود به شهر قم نبوده است و همراه برادر خود در شهرها و کشورهای دیگری چون افغانستان، سوریه، لبنان و عراق نیز دوره‌های آموزشی برگزار می‌­کردند و اکنون نیز با برخی از شاگردان قدیمی خود از طریق فضای مجازی در ارتباط هستند. استاد هادی ابراهیمی با سایر کارآموزان دوره­‌های گذشته که اکنون مغازه ­دار و دوستان خانواده ابراهیمی هستند، ارتباط و تعامل گذشته را حفظ کرده ­اند.

تعادل در قیمت­ ها

استاد هادی ابراهیمی متذکر می‌شوند وقتی بحث کاردستی و هنری در میان باشد، برای محصولات ارزش و قیمت بالایی ارزیابی می‌شود؛ اما ایشان از تلاش خود برای متعادل نگه داشتن قیمت­ ها می­ گوید و اضافه می­کند: «ما همیشه سعی کرده ­ایم قیمت‌های خود را به‌گونه‌ای شناور حفظ کنیم تا تقریباً تمامی اقشار بتوانند استفاده کنند. شاید برخی از شاگردان ما، قیمت بالاتری نسبت به ما داشته باشند، اما به دلیل اینکه ما شناخته شده و برند هستیم، دوست داریم کسی که درآمد کمتری هم دارد، بتواند از محصولات ما استفاده کند». به‌هرروی آقای ابراهیمی سفارش کارهای تک را منوط به این می ­داند که افراد توان مالی بالایی داشته باشند.

مشتری­‌های بین‌­المللی

طیف مشتریان مغازه ابراهیمی به گفته ایشان افراد متنوعی را شامل می‌شوند که زائران نقش اساسی در آن دارند. هم‌چنین بخشی از مشتری آنان، افراد خارجی و غیر ایرانی هستند، حتی در گذشته از کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج‌فارس نیز مشتری‌های بسیاری وجود داشت که به استناد صحبت‌های ایشان، اکنون ضرب اهنگ مشتری­ های اروپایی کند شده است.

چشم رو به‌سوی آینده

وقتی از اهداف بلندمدت استاد ابراهیمی می‌پرسیم ایشان اظهار می‌دارد که ما از ابتدا اهداف بلندمدت را در نظر داشتیم و ادامه می‌دهد: «ما بیش از سی سال است در این حوزه فعال هستیم و این خود نشان‌دهنده هدف بلندمدت ما است». البته ایشان به هدف‌گذاری‌هایی هم اشاره می‌کند که به ثمر نرسیده و به علت نوسانات بازار با مانع مواجه شده است.

بازار درگذر زمان

استاد ابراهیمی به سال‌های ابتدایی دهه هفتاد اشاره می ­کنند و آن دوران را ازنظر رونق، دهه طلایی می­ نامند اما یادآور می­شوند که در آن زمان، «سطح دانش پایین بود و مردم تنها سنگ­ های فیروزه و عقیق را می ­شناختند، اما امروز یک فرد عادی اسم پانزده نگین را می‌تواند نام ببرد». ایشان این تفاوت را ناشی از ارتقای سطح فرهنگ بر اثر ممارست و تلاش‌های نقره‌سازان می­‌داند.

یک پیشنهاد؛ درجه‌­بندی آثار

هرج‌ومرج در بازار نقره مسئله ­ای است که هم سازندگان و هم خریداران از آن متضرر می­شوند. آقای ابراهیمی برای توسعه و رونق نقره‌سازی در شهر قم پیشنهاد می‌کنند که نخست محصولات کارگا­ه­ ها، ساماندهی و سپس درجه‌بندی شود و در مرحله بعد مواد اولیه و ابزارها با قیمت مناسب در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد. چنین اقدامات بالادستی می­ تواند نقش برای نقره­ سازان نقش حمایتی را ایفا کند.

توصیه‌ای به جوانان؛ بهترین کار

استاد ابراهیمی در توصیه به جوانان، کار نقره‌سازی را بهترین کار توصیف می‌کند و معتقد است: «دولت برای ایجاد یک شغل باید هزینه بسیاری کند، درصورتی‌که اگر این مبلغ در اختیار یک نقره‌ساز قرار گیرد، می‌تواند برای ده نفر اشتغال­زایی کند». ایشان بر این باور است که نقره‌سازی می‌تواند فضایی باشد که جوانان با امکاناتی اولیه در یک سوله فعالیت کنند و محصولات متنوع و گسترده­ای تولید کنند. «این اتفاق در کشورهایی چون چین و هند در حال انجام است و بسیار سودآوری دارد».

کمبود نقدینگی و ضعف فعالیت گروهی

ضعف فعالیت گروهی در عرصه نقره‌سازی ازنظر استاد ابراهیمی ناشی از محدودیت مالی است و در این­‌باره می‌گوید: «اگر سرمایه‌گذاری باشد که بتواند در این زمینه سرمایه­ گذاری کند و کارخانه ­ای تأسیس کند، بنده کارگاه تولید کارآموز هستم و می­توانم ماهی بیست الی پنجاه نفر را آموزش بدهم و وارد کارخانه کنم. از چنین راه ­هایی می ­توان به کار گروهی سروشکلی بخشید».

خاطره‌های تلخ و شیرین

از ایشان می ­خواهیم برای ما خاطره ­ی تلخ یا شیرینی از دوران کاریشان تعریف کنند، ایشان پاسخ می‌دهند: «هفته گذشته من به برنامه عصر جدید دعوت شدم. ابتدا گمان کردم به عنوان مهمان دعوت شدم، بعد متوجه شدم که به عنوان شرکت‌کننده بنا است برنامه‌ای اجرا کنم. بنده دیدم فعالیت ما در این برنامه نمی‌گنجد و عذرخواهی کردم. آنجا هم به من گفتند خاطره‌ای بگو، گفتم خاطره من سی سال کار است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم دیگر شیرین و تلخ معنا ندارد. همه خاطره شده است. خاطره تلخ شاید بشود گفت مشتری نگینی نزد ما آورده که گوشه‌اش پریده بود. خاطره شیرین هم مربوط می‌شود به اینکه هر زمان محصول را به مشتری داده‌ایم، برق لذت را در چشمانش دیده­ ایم».

سخن پایانی

ایشان سخن خود را با شعری از حافظ به پایان می­رسانند:

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی             پیداست نگارا که بلند است جنابت