استاد مهدی غلامی

خلاصه سرگذشت

مهدی غلامی استاد انگشترساز

آدرس: قم، خیابان ارم، پاساژ الغدیر، بلوک E، طبقه دوم، پلاک 43، انگشترسازی معراج

مهدی غلامی متولد 1347 مالک و سازنده‌ی برند انگشتر معراج است. پدر ایشان اصطلاحاً کاسه‌گر یا همان سرامیک‌ساز بود. یکی از برادرانش کاشی‌کار و دیگری هم نقاش بودند. همین فضا باعث شد آقای غلامی همواره با این فن‌های مختلف آشنایی نزدیک داشته باشد و از دوردستی بر آتش داشته باشند. ایشان حتی دوره‌ای در صنعت پوشاک، فروش کفش و صادرات آن فعالیت می‌کردند؛ اما ایشان سرانجام در سال 1386 وارد عرصه‌ی نقره‌سازی شدند و در این حرفه بود که توانستند بیشترین استعداد خود را شکوفا کنند. سرانجام از سال 1390 کارش رونق گرفت و همان سال توانست منزلی خریداری نماید. ازنظر ایشان مربی متعهد به آموزش تنها در بازه‌ی زمانی مشخص نیست: «من به شاگردانم گفته‌ام تا پایان عمرم هرچه درباره‌ی این حرفه بیاموزم به آن‌ها انتقال خواهم داد». همین انتقال سینه به سینه‌ی تجارب است که پیشرفت صنعت نقره‌ی قم را در آینده ضمانت می‌کند؛ اما هر کارآموزی بالاتر از تجربه‌ نیازمند گوهری ارزشمند در وجود خود است.

سخنان برگزیده:

  • هنر حس از آفرینش است که پاداش آن آرامش است.
  • محصولی که به دل سازنده بنشیند قطعاً مشتری هم آن را خواهد پسندید
  • در هر شغلی انسان باید خلاقیت به خرج دهد. اگر خلاقیت و توسعه در کار نباشد آدمی مانند آب راکد می‌گندد.
  • در کار ما که کاری هنری است خلاقیت حرف اول را می‌زند. سازنده‌ی بدون نوآوری جایی در بازار امروز ندارد.

امام جعفر صادق علیه‌السلام:

كُلُّ ذِي صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ

هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود به سه مطلب نیازمند است: تخصص و باهوشی در فن و حرفه موردنظر؛ امین باشد و در کار و مال مردم، امانت و درستی را حفظ کند. با کارفرما و صاحب کار، خوش برخورد و خوش قلب باشد.

تحف العقول ص 322

نقره‌ی معراج

برند نقره‌سازی معراج نامی آشنا برای خریداران انگشتر نقره در شهر قم است. سال‌ها است که محصولات این برند زینت بخش دست‌های شهروندان قم است اما شاید بعضی از افراد با استادکار سازنده‌ی این برند آشنایی نداشته باشند. استاد مهدی غلامی متولد 1347 مالک و سازنده‌ی برند انگشتر معراج است. به قول این استادکار خوش‌طبع: «زاده‌ی قم، ساکن قم و اگر قسمت باشد درگذشته‌ی قم!». ایشان در خانواده‌ای بزرگ شد که هرکدام از افراد آن به نحوی درگیر صنایع و هنرهای دستی بودند: «پدر بنده اصطلاحاً کاسه‌گر یا همان سرامیک‌ساز بود. یکی از برادران بنده کاشی‌کار بودند و دیگری هم نقاش بودند». همین فضا باعث شد آقای غلامی همواره با این فن‌های مختلف آشنایی نزدیک داشته باشد و از دوردستی بر آتش داشته باشند. ایشان حتی دوره‌ای در صنعت پوشاک، فروش کفش و صادرات آن فعالیت می‌کردند؛ اما ایشان سرانجام در سال 1386 وارد عرصه‌ی نقره‌سازی شدند و در این حرفه بود که توانستند بیشترین استعداد خود را شکوفا کنند. هرچند در این مسیر مشکلات بسیاری بود: «سرمایه‌ی اولیه‌ی زیادی نداشتم. کسی من را نمی‌شناخت. کارهایم را نمی‌خریدند. حتی بعضی از افراد استثمارم می‌کردند و مجبور بودم رکاب سی هزارتومانی را با ده هزار تومان اجرت تولید کنم. حتی آن ده هزار تومان را سعی می‌کردند کم کنند؛ اما پایداری کردم و به راهم ادامه دادم. روزهایی بوده است که من 18 الی 19 ساعت پشت میز کارکرده‌ام. اگر به من اجرت کمتری می‌دادند من با افزایش ساعات کاری آن را جبران می‌کردم. پشتکارم باعث شد موفقیتی به دست آورم و سرانجام از سال 1390 کارم رونق گرفت و همان سال توانستم منزلی خریداری کنم». اینچنین در گذر ایام مسیری دشوار طی می‌شود تا برندی معتبر چون برند معراج تأسیس شود.

استاد مهدی غلامی ساخت انگشتر

انگشتر نقره: آفرینش و آرامش

هنر حس از آفرینش است که پاداش آن آرامش است. هنگامی که از استاد غلامی می‌پرسیم با وجود امتحان مشاغل زیاد چطور نقره‌سازی را به عنوان شغل پایدار خود برگزیدند به ما می‌گویند: «این کاری است که با پوست و گوشت و خون من درآمیخته است. کاری است که به آن عشق می‌ورزم. وقتی مشغول این کار می‌شوم امورات دنیا را فراموش می‌کنم و غرق آفرینش و خلق یک اثر هنری می‌شوم و از دیدن محصول ساخته شده آرامش می‌یابم و لذت می‌برم. محصولی که به دل سازنده بنشیند قطعاً مشتری هم آن را خواهد پسندید».

خلاقیت؛ شاخصه‌‌ی برند معراج

«در طی این سال‎‌ها چیزی نبوده است که من نسازم. در بین بچه‌های همکار معروف شده‌ام به اینکه همه‌چیز می‌سازم. هر طرحی برای من آوردند من آن را ساخته‌ام. به قول همکاران تنها بال هواپیما است که من نساخته‌ام! مجسمه‌ی نقره هم می‌سازم و حتی پیش آمده که دندان هم ساخته‌ام. در هر شغلی انسان باید خلاقیت به خرج دهد. اگر خلاقیت و توسعه در کار نباشد آدمی مانند آب راکد می‌گندد. من حتی از دوستانی که در کارهای مختلف هستند پرس‌وجو کردم متوجه شدم کسانی موفق شده‌اند که خلاقیت داشته‌اند. در کار ما که کاری هنری است خلاقیت حرف اول را می‌زند. سازنده‌ی بدون نوآوری جایی در بازار امروز ندارد. خدا را شکر جوان‌هایی که در سال‌های اخیر وارد این حرفه شده‌اند همه خلاق هستند. من هم تلاش کردم روحیه‌ی جوانی‌ام را حفظ کنم و همچنان کارهای خلاقانه بسازم». استاد غلامی رکابی که مشغول کار بر روی آن است را به ما نشان می‌دهد و می‌گوید: «دو طرف این رکاب قرار است طرح یک پلنگ قرار گیرد. پیش‌ازاین طرح عقاب آن را ساخته‌ام. بچه‌های دیگر اگر در ساختن طرحی مشکل پیدا کنند پیش من می‌آورند زیرا از ساختن طرح‌های جدید ترس ندارم. همین تنوع در کنار کیفیت به کار من رونق داده است و از هر قشری در جامعه مشتری دارم. حتی فرزند یکی از آشنایان که از پزشکان معروف قم هستند و در کشور انگلستان زندگی می‌کنند برای من طرح گردنبندی آوردند از فیلم ارباب حلقه‌ها من آن را هم ساختم و به واسطه‌ی همان گردنبند هنوز هم با ایشان در ارتباط هستم و گاهی به من پیام می‌دهند که در انگلستان هرکسی آن را می‌بیند می‌پرسد این گردنبند را چه کسی ساخته است. ولی متأسفانه میان زائران مشتریان زیادی ندارم زیرا اغلب آن‌ها دنبال کارهای ارزان قیمت هستند و به دستی بودن کار اهمیت چندانی نمی‌دهند. فرهنگ نقره در میان مردم بالا نیست و خیلی از افراد حتی تفاوت کار دستی با صنعتی را نمی‌دانند».

استاد مهدی غلامی مته کاری انگشتر

آموزش به مثابه‌ی منبع تجربه

استاد مهدی غلامی سابقه‌ی زیادی در زمینه‌ی آموزش دارد: «حدود 60 نفر را در کارگاهم آموزش داده‌ام. خدا را شکر که همه‌ی آن‌ها بچه‌های خوبی بودند». ایشان برای ما توضیح می‌دهند چرا تا این میزان بر روی مسئله‌ی آموزش تأکید می‌کند: «کار ما، کاری تجربی است. هر میزان فعالیت بیشتری داشته باشید حرفه‌ای‌تر می‌شوید. آموزش حتی برای خود من تجارب زیادی به همراه دارد و مفید است. همچنین تلاش می‌کنم این تجارب به دست آمده را به کارآموزان منتقل کنم. البته بعضی از آنان پذیرای این تجارب هستند و بعضی دیگر نه؛ اما وظیفه‌ی من به عنوان مربی انتقال دادن چنین تجاربی است». ازنظر ایشان مربی متعهد به آموزش تنها در بازه‌ی زمانی مشخص نیست: «من به شاگردانم گفته‌ام تا پایان عمرم هرچه درباره‌ی این حرفه بیاموزم به آن‌ها انتقال خواهم داد». همین انتقال سینه به سینه‌ی تجارب است که پیشرفت صنعت نقره‌ی قم را در آینده ضمانت می‌کند؛ اما هر کارآموزی بالاتر از تجربه‌ نیازمند گوهری ارزشمند در وجود خود است: «من به کارآموزان همواره این نکته را یادآوری می‌کنم که پشتکار رمز موفقیت است. پشتکار 10 برابر استعداد به پیشرفت فرد در نقره‌سازی کمک می‌کند. بسیاری از شاگردان با استعداد من که با یک نگاه کار را یاد می‌گرفتند درنهایت این کار را رها کردند ولی آنان که پشتکار داشتند حتی بدون استعداد درنهایت موفق شدند و الان در بازار مشغول به کار هستند و خود نیز کارآموزانی دارند. من الان نسل شاگردانِ شاگردان خودم را هم دیده‌ام. اصطلاحاً می‌گویند نوه‌دار شده‌ام».

استاد مهدی غلامی مخراج کاری انگشتر

تأسیس تعاونی؛ راهی به‌سوی توسعه

آقای غلامی می‌گویند در سال‌های گذشته و به هنگام ثبات بازار، نقره‌ فراوان بوده است و ابزارآلات قیمت ارزانی داشته‌اند؛ اما در شرایط تحریم تهیه‌ی نقره و ابزارآلات سخت شده است. ایشان پیشنهادی برای عبور از این دوره‌ دارند: «زمانی می‌توانستیم نقره را کیلویی خریداری کنیم ولی اکنون در حد چند گرم خریداری می‌کنیم. باید راهی برای تعدیل آسیب‌های این وضع بیندیشیم. به نظر من اگر سازندگان نقره در قم دارای تعاونی باشند از این نظر بسیار کمک می‌کند. می‌توانیم در کنار یکدیگر مواد اولیه را به قیمت عمده وارد و توزیع کنیم. اکثر ابزارآلات ما اروپایی است. در این شرایط اگر هر کس به صورت فردی بخواهد وسایل خود را تهیه کند هزینه‌ها بشدت بالا می‌رود. ما اخیراً انجمنی تشکیل داده‌ایم. اگر بتوانیم اتحادمان را افزایش دهیم و حمایت بالادستی را در پشت خود داشته باشیم دغدغه‌های ذهنی‌مان کمتر خواهد شد و در شرایط تحریمی نیز می‌توانیم حرفه‌ی خود را توسعه دهیم». در ادامه ایشان با شوخ‌طبعی و خنده می‌گویند: «متأسفانه کار گروهی ما در قم ضعیف است. شما به ورزش ما هم نگاه کنید همین‌طور است! ورزش‌های فردی مانند کاراته و کشتی در قم بسیار خوب است اما در ورزش‌های گروهی ضعیفیم». در زمینه‌ی صادرات نیز همکاری پایین سازندگان ازجمله عواملی است که کار را سخت کرده است: «ما همه کارهای تکی انجام می‌دهیم. نمی‌توانیم روزانه بیش از یک انگشتر تولید کنیم. کار تکی را نمی‌شود صادر کرد. مگر اینکه مشتری خاصی در خارج از کشور باشد و یک انگشتر سفارش بدهد. اگر ارگانی باشد که از ظرفیت‌های همه‌ی سازندگان استفاده کند شاید مسئله‌ی صادرات در قم جدی بشود».

توصیه‌ی قدیمی و راهگشا به جوانان

«در زمان گذشته به ما می‌گفتند همواره یک فن یدی را بیاموزید. این نصیحت امروز هم کاربرد دارد. من به پسرم این فن را آموخته‌ام. بااینکه دانشگاه رفته است ولی از کار من هم سررشته دارد و می‌تواند یک انگشتر را بسازد. افراد دنبال رشته‌های مختلف دانشگاهی و ادامه تحصیلات می‌روند ولی ممکن است در آن زمینه کاری پیدا نکنند. اگر فنی را بلد باشند دیگر بی‌کار نمی‌مانند و می‌توانند کسب درآمد کنند. من خودم مخالف شغل دولتی هستم. در شغل آزاد است که خلاقیت افراد شکوفا می‌شود. من امروز هم به جوانان توصیه می‌کنم فنی را بیاموزند زیرا در آینده به درد آن‌ها خواهد خورد».

استاد مهدی غلامی بررسی انگشتر

خاطره‌ای بامزه از یک سرقت

استاد غلامی از استادکاران شوخ‌طبع بازار نقره‌ی قم است. ایشان با خنده برای ما خاطره‌ای از یک سرقت را نقل می‌کند: «روزی در مغازه بودم و فردی انگشتری آورد برای تعمیر. من کار تعمیر انجام نمی‌دهم و تنها سازندگی می‌کنم؛ اما اصرار کرد و من هم قبول کردم. بعد با ما گرم صحبت شد و خواست چند انگشتر را از ویترین به او نشان دهم. بعدازآنکه انگشترها را دید از تعمیر انگشترش منصرف شد و انگشتر قدیمیش را گرفت و رفت. بعد از رفتن من متوجه شدم سه انگشتری که از ویترین به او دادم را پس نداده و دزدیده است. یک هفته بعد من همین فرد را در کنار مغازه دیدم. البته به یاد نیاوردم این همان سارق است و فقط به چشم یک آدم آشنا با او سلام‌علیک گرمی کردم! یکی از کارآموزانم گفت آقا این همان دزد است. این را که گفت من پس گردنش را گرفتم و گفتم انگشترها را پس بده. کار به کلانتری کشید. می‌گفت من دزد نیستم شما این 200 هزار تومان را بگیر بگذار من پایم به کلانتری باز نشود. من قبول نکردم. دیگر آنقدر زن و بچه‌هایش را آورد که من رضایت دادم و گفتم ایرادی ندارد برو؛ اما بامزه اینجاست که بعد از چند وقت آمده بود و می‌پرسید آقای غلامی آن انگشتر آبی چقدر می‌ارزید؟! این خاطره‌ای بود از سر به هوا بودن من و بی‌حیا بودن آن دزد دیگر نمی‌دانم این خاطره‌ای تلخی محسوب می‌شود یا شیرین».

هنر اساتید قدیمی

در سخن پایانی ایشان اشاره‌ای به اساتید قدیم می‌کنند که با دست خالی نقره‌سازی را ادامه دادند و هنر خویشتن را به رخ دیگران کشاندند: «گاهی انگشترهای قدیمی را می‌آورند پیش من. نگاه می‌کنم و حیرت می‌کنم چطور آن افراد با دست خالی بدون فِرِز این رکاب‌ها را می‌ساختند. گاهی با خودم می‌گویم هنرمند آن‌ها بودند نه ما. اساتیدی مانند حاج حسن زرگر یا حاج حسین جدی در تهران. باید از آن‌ها تشکر کرد و یادشان را گرامی داشت».