زندگینامه استاد گوهرتراش سید محمد حاجی میراحمدی

خلاصه سرگذشت

سید محمد حاجی میراحمدی، گوهرتراش خبره و متین شهر قم است. وی در سال 1356 در شهر تهران متولد شد و پرورش یافت. وی کار خود را در اواخر دهه هفتاد شروع کرد. در ورودش به این رشته، برادر بزرگترش نقش بسزایی داشته است. مهندس رسول حاجی میراحمدی که در رشته­ ی مهندسی معادن تحصیل کرده ­اند در زمینه ­ی سنگ و تراش سنگ سرآمد هستند. بیست سال پیش یک روز به ایشان گفتند می­ خواهی سنگ‌تراشی کنی. وی نیز موافقت نمود. یک دستگاه سنگ ­تراشی محک که رومیزی است خرید. وی آن زمان خراطی هم می‌نمود. شروع به تراشیدن سنگ می‌نماید. استاد حاجی میراحمدی دستیابی به دانش سنگ ­تراشی را یکی از سخت ­ترین مراحل کاری خود می­ داند: «من نیازمند دانش بودم که راهنمای من در مسیر سنگ­ تراشی باشد. من هیچ‌چیزی نمی­دانستم و متأسفانه در ایران جایی این آموزش داده­ نمی­ شد. گوهرتراشان مشهد به افراد غریبه اطلاعات نمی ­دانند. من هشت سال، سالی 3 الی 4 بار به مشهد رفتم ولی یکبار نتوانستم وارد کارگاه کسی بشوم. مدام با این گزاره روبرو می­شدم که حرفه ­ی ما حرفه ­ای خانوادگی است. من هیچگاه معنای این جمله را درک نکردم. برای آموزش به کشورهای مختلفی سفر کردم. به مالزی، سوریه، لبنان و عراق سفر کردم تا درنهایت در سال 2004 در تایلند با استادکاری روبرو شدم که طی دو ساعت مطالبی را به من گفت که در هیچ­ جای عالم نشنیده بودم. اطلاعاتی که جمع‌آوری کردم مبنای کار حرفه ­ای من قرار گرفت. اگر در ایران آموزش می­ دیدم می ­توانستم به‌سرعت پیشرفت کنم ولی مجبور شدم بخش زیادی از کار را به صورت آزمون‌وخطا یاد بگیرم». الان در حدود 5 سال است که به صورت مستقل کار می ­کند. یکی از عرصه ­های خلاقیت ایشان تولید ابزار و ماشین­ آلات مرتبط با تراش سنگ­ های قیمتی و نیمه قیمتی است.

سخنان برگزیده:

  • وقتی سنگ های زیبا اما تقلبی و ارزان‌قیمت از چین وارد می شود کمتر کسی دنبال سنگ طبیعی می آید.
  • سنگ ها دنیای دیگری دارند. تشخیص آن ها از یکدیگر بسیار دشوار است.
  • لحظه ی آفرینش همواره بهترین خاطره ی یک هنرمند است.
استاد گوهرتراش سید محمد حاجی میراحمدی

آدرس: قم، پاساژ الغدیر، طبقه سوم، گوهرتراشی میراحمدی

حضرت علی علیه‌السلام:

 طاعة اللّه سبحانه لا يجوزها الا من بذل الجد و استفرغ الجهد

به طاعت خدای سبحان دست نیابد مگر کسی که تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد

شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم ج 7، ص 219

موم در دست چون سنگ

سید محمد حاجی میراحمدی، گوهرتراش خبره و متین شهر قم است. وی در سال 1356 در شهر تهران متولد شد و پرورش یافت. ایشان در این­باره به خاطره­ای از پدرشان اشاره می­کند: «زمانی که نوجوان بودم پدرم از من می­پرسید اهل کجا هستی؟ منم می­گفتم اهل تهرون! او هم با نگاه معناداری می­گفت: آهان. آن زمان متوجه منظورش نمی­شدم. تا اینکه بزرگ شدم و در قم ازدواج کردم و متوجه شدم قمی هستم و الان هجده سال است که ساکن قم هستم». استاد حاجی میراحمدی کار خود را از اواخر دهه­ی هفتاد یعنی در حدود بیست­سال پیش شروع کرد. در ورودشان به این رشته برادر بزرگتر نقشی بسزا داشت: «برادر بنده مهندس رسول حاجی میراحمدی که در رشته­ی مهندسی معادن تحصیل کرده­اند در زمینه­ی سنگ و تراش سنگ سرآمد هستند. بیست سال پیش یک روز به من گفتند می­خواهی سنگ‌تراشی کنی. منم موافقت کردم. یک دستگاه سنگ­ محک رومیزی خریدیم. من آن زمان گاهی ماکت چوبی هم می‌ساختم. شروع کردم تراشیدن سنگ. طرحی شبیه لاکپشت را تراشیدم. از این مسئله که سنگ برخلاف ظاهر سختش به خود فرم می­گرفت خوشم آمد و کار را با برادرم ادامه دادیم». یک اتفاق ساده، یعنی تراشیدن آن لاکپشت، نقطه­ی شروعی شد برای فعالیت­های حرفه­ای یکی از بهترین اساتید گوهرتراشی.

در جست­وجوی دانش

استاد حاجی میراحمدی دستیابی به دانش سنگ­تراشی را یکی از سخت­ترین مراحل کاری خود می­داند: «من نیازمند دانش بودم که راهنمای من در مسیر سنگ­تراشی باشد. من هیچ چیزی نمی­دانستم و متأسفانه در ایران جایی این آموزش داده­ نمی­شد. گوهرتراشان مشهد به افراد غریبه اطلاعات نمی­دانند. من هشت سال به مشهد رفتم ولی یکبار نتوانستم وارد کارگاه کسی بشوم. مدام با این گزاره روبرو می­شدم که حرفه­ی ما حرفه­ای خانوادگی است. من هیچگاه معنای این جمله را درک نکردم. برای آموزش به کشورهای مختلفی سفر کردم. به مالزی، سوریه، لبنان و تایلند سفر کردم تا درنهایت در سال 2004 در تایلند با استادکاری روبرو شدم که طی دو ساعت مطالبی را به من گفت که در هیچ­جای عالم نشنیده بودم. اطلاعاتی که جمع‌آوری کردم به اضافه مطالبی که پیش از آن بامطالعه و جست‌وجوهای اینترنتی یافته بودم مکمل کار حرفه­ای من شدند. اگر در ایران آموزش می­دیدم می­توانستم به‌سرعت پیشرفت کنم ولی مجبور شدم بخش زیادی از کار را به صورت آزمون‌وخطا یاد بگیرم». همین مشکلات آموزشی در ابتدای کار باعث شد استاد حاجی میراحمدی پس از یادگیری گوهرتراشی آموزش این دانش را در دستور کار خود قرار دهد تا علاقمندان به این رشته مانند گذشته متحمل زحمات بسیاری نشوند: «من در مرکز فنی­وحرفه­ای حضرت معصومه چهار دوره در واحد خواهران و برادران دوره­ی آموزشی داشته­ام. در حدود بیست نفر را هم به صورت خصوصی در کارگاه آموزش داده­ام. تمام مربیانی که امروز در فنی­وحرفه­ای مشغول تدریس هستند کارآموز من بوده­اند. حتی مربیانی که در قزوین، کرمان و اهواز مشغول تدریس هستند پیش من آموزش دیدند»؛ اما خود ایشان نیز هیچگاه از آموزش دیدن و یادگرفتن دست برنداشته است و به ما می­گوید که اخیراً هم در حال یادگیری جواهرسازی با کامپیوتر است.

تراش سنگ استاد میراحمدی گوهر تراش

فرازها و فرودها

ایشان برای ما از سختی­های زندگی می­گویند و اینکه چطور همواره استعدادهای ایشان و آرزوهایشان در تقابل با شرایط محیطی بوده است: «در ابتدای کار آرزوهای بسیاری داشتم و البته به همه­ی آن­ها رسیدم اما شرایط محیطی و مدیریت­های نادرست عده­ای آن­­ها را بر باد داد. اخوی بنده در میدان کهنه کارگاهی داشتند. پیشنهاد دادن مشغول به کار بشویم. اهداف متنوعی داشتیم. معدن­دار شده بودیم. سنگ می­تراشیدیم. ماشین­آلات گوهرتراشی تولید می­کردیم و در پاساژ کویتی­ها فروشگاهی برای عرضه­ی محصولات داشتیم. در مسیر درستی قرار داشتیم؛ اما در پس فرازهایمان فرودی بود. متأسفانه ازیک‌طرف معدن را از ما گرفتند و از طرف دیگر واردات بی­رویه، بازار ما را نابود کرد. وقتی سنگ­های زیبا اما تقلبی و ارزان‌قیمت از چین وارد می­شود کمتر کسی دنبال سنگ طبیعی می­آید. مجبور شدیم کارگاه را تعطیل کنیم و نیروهایمان را اخراج کنیم. مدتی کارمان محدود به فروشگاه شده بود که آن‌هم به دلیل شرایط بازار تعطیل کردیم؛ اما باید ادامه می­دادیم. نمی­توانستیم متوقف شویم. من و برادرم تصمیم گرفتیم کارگاهمان را از هم جدا کنیم و الان در حدود 5 سال است که به صورت مستقل کار می­کنم».

هنرمند خلاق

استاد حاجی میراحمدی و برادرشان هنرمندان خلاقی هستند که مشابه آن­ها بسیار کم پیدا می­شود. یکی از عرصه­های خلاقیت ایشان تولید ابزار و ماشین­آلات مرتبط با تراش سنگ­های قیمتی و نیمه قیمتی است: «زمانی که ما در زمینه­ی ماشین­آلات وارد کار شدیم عکسی داشتیم از ارّه­ای ایتالیایی که در هر ساعت 8 سانتی‌متر می­برید. 10 سال بعد ما ارّه­ای را ساختیم که در دقیقه 80 سانتی‌متر می­برید. ما این ارّه را در نمایشگاه اکسپو مشهد نمایش دادیم. به سرعت کار ما را کپی کردند و فروختند و زحمات ما به هدر رفت. همان تجربه باعث شد در نمایش کارهایمان محتاط­تر شدیم. ما در کار تولید ماشین­آلات 300 الی 400 میلیون تومان سرمایه­گذاری کردیم. ما دستگاه­های متنوعی تولید می­کردیم. دستگاه تاملت، فَسِت، دامله­تراشی، برش و دریل تولید می­کردیم. در دهه­ی هشتاد 10 مرکز فنی و حرفه­ای را در ایران تجهیز کردیم. دو مرکز در قزوین، یک مورد در استان البرز، چهار مرکز در استان قم، دو مرکز در استان کرمان و یک مورد هم در استان خوزستان. ما در قم مراکز نبوت، حضرت معصومه، گنبد سبز و زندان لنگرود را تجهیز کردیم. مرکز حضرت معصومه بعد از 14 سال هنوز با دستگاه­های ما کار می­کند. ولی متأسفانه هشت­ سال است که مجبور شده­ایم آن کار را رها کنیم. تولید نیازمند حمایت است. مشتری عمده­ی ما دولت بود. بدون حمایت دولت نمی­شد چنین کاری را ادامه داد. وقتی دولت خریدش را قطع کرد تولیدات ما هم کاهش یافت. من الان سالانه 10 الی 15 دستگاه سبک تولید می­کنم آن هم برای شاگردان خودم. ما در کار خود به جایی رسیده بودیم که سرعتش ده برابر کارهای ایتالیایی بود ولی متوقف شدن کار ما عقب­افتادگی ایجاد کرد و کارهای امروز آن­ها دیگر قابل مقایسه با وضعیت ما نیست». اگر از پس هر فرازی، فرودی هست پس از هر فرودی باید منتظر اوج گرفتنی بود. با توجه به پتانسیل­های موجود اگر حمایت­های لازم صورت بگیرد اساتیدی چون استاد محمد حاجی میراحمدی می­توانند خلاقیت خود را باری دیگر در جهت رونق تولید ملی به کار گیرند.

پولیش سنگ توسط استاد محمد میراحمدی گوهرتراش

پتانسیل­ها و چالش­های گوهرتراشی در قم

«بنده و دو تن از شاگردانم در استان قم به صورت کاملاً دستی برش فَسِتی می­زنیم که در جهان بی‌نظیر است. تایلندی­ها نمی­توانند آن را تولید کنند. آن­ها الان بیشتر کار دستگاهی تولید می­کنند. کاری که ما می­توانیم تولید کنیم از کار تایلندی­ها بسیار بهتر است اما بازار امروز چالش­های فراوانی برای ما دارد. بازار بی­ثبات است. ما سفارش دریافت می­کنیم با قیمت­های امروز ولی فردا قیمت­ها چیز دیگری است. در این میان سازنده متضرر می­شود و اگر نخواهد ضرر کند باید بدقولی کند و سفارش را لغو کند. قیمت مواد اولیه و ابزارآلات فوق­العاده افزایش پیدا کرده است. این بی­ثباتی­ها مانع توسعه­ی زیورآلات سنتی می­شوند. بدون ثبات راهکارهای جزیی شکست می­خورند. ثبات شرط اول است. شما اگر در زمان بی­ثباتی به تأسیس تعاونی هم اقدام کنید درنهایت شکست­ خواهد خورد. در زمان ثبات است که می­توانیم یک تعاونی قدرتمند و سالم داشته باشیم». این چالش­ها در سطح صادرات نیز وجود دارند. مشکلات گمرکی از دیگر مسائلی است که استاد میراحمدی به عنوان چالش زیورآلات سنتی استان قم مطرح می­کند؛ اما شرایط بازار برای جوانانی هم که می­خواهند وارد حرفه­ی گوهرتراشی شوند شرایط ویژه­ای است. ایشان توصیه می­کنند: «باید با سنجیدن سختی­ها وارد این کار شد. به‌هرحال کسی که کاسب است مخارج خود را درمی‌آورد ولی باید بدانند که اکنون شرایط ویژه­ای در بازار حاکم است. ایستادگی، زمان و سرمایه­ی اولیه نیاز است».

گوهر تراشیده شده توسط محمد میراحمدی

جهان گوهرها

استاد میراحمدی علاقه­ی خاصی به گوهرها دارد و این شوق را می­توان از دقت و صحبت­هایشان مشاهده کرد. کسی که پای صحبت­های ایشان بنشیند ناخودآگاه وارد جهان سنگ­ها می­شود: «سنگ­ها دنیای دیگری دارند. تشخیص آن­ها از یکدیگر بسیار دشوار است. روزی از یکی از دوستان پرسیدم عقیق یمن را از غیر یمن چطور تشخیص می­دهید؟ گفت تنها چشم می­تواند تشخیص بدهد. بعد از ده­سال حرفش را متوجه شدم. هیچ مبنایی وجود ندارد. تنها تجربه مبنای تشخیص است. امروز در بازار من می­بینم که بسیاری از سنگ­ها را به جای یکدیگر می­فروشند. گارنت را به نام یاقوت برمه­ای می­فروشند درحالی‌که اصلاً یاقوت نیست. دیده­ام توپاز آسمانی را به جای آکوامارین می­فروشند زیرا آکوامارین سنگ گران‌قیمتی است. بدتر از آن حتی شیشه را به نام سنگ طبیعی به افراد می­فروشند. با قیمت­های چندمیلیونی. دستگاه­های تشخیص سنگ‌بر اساس پالس الکتریکی عمل می­کنند. به‌راحتی فریب می­خورند دستگاه­ها. چینی­ها هم استاد تقلب هستند در این زمینه. شیشه را رنگ می­کنند و به جای یاقوت کبود به بازار می­آورند و بعد از یک هفته سنگ در دست مشتری تغییر رنگ می­دهد و سفید می­شود. حتی خود من نیز ممکن است فریب بخورم».

بهترین خاطرات

«وقتی شما دستگاهی می­سازید که بسیار بهتر از دستگاه­هایی است که در جهان تولید می­شود بهترین خاطرات شما شکل می­گیرد. وقتی یک حلقه­ی عقیق را ساختم یا وقتی‌که با دست و بدون دستگاه، سنگی را تراشیدم با 110 قاعده تراش در یک سیستم فَسِت در پوست خودم نمی­گنجیدم». لحظه­ی آفرینش همواره بهترین خاطره­ی یک هنرمند است.